یادداشتهای یک روزنامه نگار دولت آبادی! |
آه از این خرداد و وای بر این خرداد..!!

دوم خرداد ، سوم خرداد، ماه خرداد، شاديها و ناكاميها ، چهاردهم ، پانزدهم و خردادماه !
دوم خرداد، چه آن را چنان که بزرگان گفته اند حماسه بخوانيم و چه آن طور که کوچک ترها پنداشتند فاجعه بدانيم، دو راز در خود داشت که حفظ آن بی توجه به اين که نمايندگان آن جنبش در دولت و مجلس کار خود را درست انجام دادند يا نه، بايد از آن پاسداری کرد. رازهائی که متعلق به مردم است و از سرمايه مردم نمی توان خورد. اهميت صندوق رای و لبخند. اين که در ده سال گذشته بر سر اصلاحات و نمايندگانشان در حکومت چه آمد؟، بر دانشجويان سخت گذشت و يا خوش؟ ، بر روزنامه و روزنامه نگاران چه گذشت؟، در بستر سرنوشت ايرانی خير بود يا شر؟، همه به کنار. اما آن چه را نمی توان به کنار نهاد همان صندوق رای و لبخندست.و همان صندوقی که چون دیروزمان برون آمد از آن . ، امروزمان نیز . اما آن کجا و این کجا؟ هر چه که بود آوازی بود بی صدا!! و امروز که هوی آن های را به وضوح میبینم . بر خرداد و صندوق رای می اندیشیم.
و سوم خرداد، شكوه آزادگي و استقلال و عزت ايران اسلامي، خرمشهر و باز امان از خرداد، و همیشه خرداد و دوباره يك انتخابي ديگر براي عدالت و فقر ستيزي ، يك هدف نه شعار ، از ابتداي انقلاب. و آن جا که نه فتح خاک کردیم ، بلکه فتح ارزشها را.و جایی که خدایی یزرگ و دستی غیبی خرمشهر را آزاد کرد.

ما وفوتبال
اينك به پایان فوتبال و لیگهای برتر رسيديم. به جايي كه یک سال براي رسيدن به آن انتظار كشيده ايم و اينك انتظار به پايان رسيد. هواداران تیمهایی که عاشقانه، گويي در پر قو خوابيده اند ، خندان و مستانه از قهرمانی . به روياهايشان می رسند؟ ما به پایان لیگ میرسیم و همه جا مملو از هيجان . جایی که نفسها در سینه حبس شده است. یک لحظه ، برابر است با رسیدن به عرش و تمام بلندیها و غرور و یا رسیدن به فرش و تمام آوار دشنامها و حسرتها . همه چیز در خرداد ماه به وقوع میپیوندد حتی قهرمان باشگاههای اروپا. نابودی و یا سربلندی.همه و همه در خرداد ماه است و امان از خرداد.
انتظار فرج از نيمه خرداد كشم
حكايت خرداد حكايت عجيبي است. حكايت حرفها و دردها، غم ها و شاديها. امان از اين خردادماه و از غم اين خرداد. 14خرداد،15 خردادو... قيام و رحلت، چه نمايه زيبايي از ملكوت و چه حكمتي از جبروت. قيام مردمي مسلمان و آزاديخواه. و باز در خرداد سفر يك مسافر بزرگ و رحلتي رويايي از بزرگ مشرق، او كه روح بلند مردم بود.خميني كبير. آه از اين خرداد ، واي از اين خرداد.
شبهای امتحان
خردادماه و شبهاي امتحان، براي يك سال تلاش و سياه كردن كاغذها ، براي يك سال تحصيلي ، دير و زود كردنها، غر زدنها و غر شنیدنها.
بوي تقلب بچه ها و سالن امتحانات مدارس، بوي گرماي تابستان و كلاسهاي خالي.
حكايت خرداد حكايت عجيبي است. شبهاي امتحانات ، مدارس با تمام دلهره ها و اضطراب خانواده هاي ايراني ، همه در خرداد ماه و كمي بعدتر كنكوري براي عذاب نسل جوان و ...
نکته : چه قبول .چه مردود ، زندگی در ماوراء امتحانات هم وجود دارد. ندارد؟
شهادت . درگذشت.؟!
زهرا(س)، زهراست. و در این خرداد شهادت بانوی اول آسمان و زمین. حضرت فاطمه زهرا. باز هم غمها و دردها . ضجه هاو فهم ها و درسها و رازها. و باز هم در این خرداد. امان از خرداد.
و حالا. خرداد 86
فرجام مایع آتش افروز . بنزین. وعده ها به خرداد رسید . به نیمه خرداد. و انتظار فرج باز از نیمه خرداد کشیم !!
حرف آخر .. سراب.
از آن زمان كه آرزو، چو نقشي از سراب شد . تمام جستجوي دل، سوا´ل بي جواب شد . نرفته كام تشنه اي ، به جستجوي چشمه ها . خطوط نقش زندگي ، چو نقشه اي بر آب شد .چه سينه سوز آه ها، كه خفته بر لبان ما. هزار گفتني به لب، اسير پيچ و تاب شد. نه شور عارفانه اي، نه شوق شاعرانه آي. كلام عاشقانه ام ، كتاب در كتاب شد. نه فرصت شكايتي ، نه قصه و روايتي. تمام جلوه هاي جان، چو آرزو به خواب شد. گاه منتظر به در، نشست و عمر شد به سر. نيامدي به خود دگر، كه دوره شباب شد.بيشترمواقع اين شعر روبا خودم زمزمه ميکنم.خيلي دوستش دارم.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|